sinken
غرق شدن، پایین رفتن، کاهش یافتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
پایین رفتن، به عمق رفتن (مانند کشتی، سطح آب، دما).
- Das Schiff sank nach der Kollision.کشتی پس از برخورد غرق شد.
- Die Temperaturen sinken in dieser Jahreszeit.دما در این فصل سال پایین میآید.
2
intransitiv (بدون مفعول)
کاهش یافتن در ارزش، مقدار یا تعداد (مانند قیمتها، آمار).
- Die Preise für Benzin sind gesunken.قیمت بنزین کاهش یافته است.
- Die Arbeitslosenquote sinkt langsam.نرخ بیکاری به آرامی در حال کاهش است.