sinken

Aussprache: /ˈzɪŋkn̩/
Worttrennung: sin·ken
فعل

غرق شدن، پایین رفتن، کاهش یافتن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

پایین رفتن، به عمق رفتن (مانند کشتی، سطح آب، دما).

  • Das Schiff sank nach der Kollision.کشتی پس از برخورد غرق شد.
  • Die Temperaturen sinken in dieser Jahreszeit.دما در این فصل سال پایین می‌آید.
2 intransitiv (بدون مفعول)

کاهش یافتن در ارزش، مقدار یا تعداد (مانند قیمت‌ها، آمار).

  • Die Preise für Benzin sind gesunken.قیمت بنزین کاهش یافته است.
  • Die Arbeitslosenquote sinkt langsam.نرخ بیکاری به آرامی در حال کاهش است.