sättigen
سیر کردن، اشباع کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas sättigen)
کسی یا چیزی را از نظر غذا یا نوشیدنی سیر کردن، نیازهای اولیه را برطرف کردن.
- Das üppige Mahl hat uns alle gut gesättigt.وعده غذایی مفصل همه ما را به خوبی سیر کرد.
- Die Suppe sättigt besser als erwartet.سوپ بهتر از آنچه انتظار میرفت سیرکننده است.
2
Akkusativ (etwas sättigen)
(شیمی، فیزیک، رنگ) چیزی را به حداکثر ظرفیت خود پر کردن یا اشباع کردن.
- Diese Lösung kann nicht mehr Salz aufnehmen, sie ist gesättigt.این محلول دیگر نمیتواند نمک بیشتری جذب کند، اشباع شده است.
- Das Gewebe wurde mit Farbstoff gesättigt.پارچه با رنگدانه اشباع شد.
3
sich + an + Dativ (sich an etwas sättigen)
خود را از چیزی سیر کردن، به اندازه کافی از چیزی خوردن یا استفاده کردن.
- Er hat sich an dem reichen Buffet gesättigt.او از بوفه مفصل سیر شد.
- Die Kinder sättigten sich an den süßen Früchten.بچهها از میوههای شیرین به اندازه کافی خوردند.