säuberlich
با دقت، مرتب، تمیز (اغلب به صورت قیدی)
Bedeutungen
1
انجام کاری با دقت، نظم و تمیزی زیاد؛ مرتب و منظم.
- Sie hat ihre Notizen immer sehr säuberlich geführt.او همیشه یادداشتهایش را بسیار مرتب و با دقت نگه میداشت.
- Der Tisch war säuberlich gedeckt.میز با دقت و نظم چیده شده بود.
- Er hat seine Werkzeuge säuberlich aufgeräumt.او ابزارهایش را با دقت مرتب کرد.