säuberlich

Aussprache: /ˈzɔɪ̯bɐlɪç/
Worttrennung: säu·ber·lich
صفت

با دقت، مرتب، تمیز (اغلب به صورت قیدی)

Bedeutungen

1

انجام کاری با دقت، نظم و تمیزی زیاد؛ مرتب و منظم.

  • Sie hat ihre Notizen immer sehr säuberlich geführt.او همیشه یادداشت‌هایش را بسیار مرتب و با دقت نگه می‌داشت.
  • Der Tisch war säuberlich gedeckt.میز با دقت و نظم چیده شده بود.
  • Er hat seine Werkzeuge säuberlich aufgeräumt.او ابزارهایش را با دقت مرتب کرد.