säubern

Aussprache: /ˈzɔɪ̯bɐn/
Wortzerlegung: säu·bern
فعل

تمیز کردن، پاکسازی کردن

Beispiele

  • Bevor der Arzt die Wunde vernäht, ''säubert'' er sie.قبل از اینکه پزشک زخم را بخیه بزند، آن را تمیز می‌کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

تمیز کردن، پاک کردن، تصفیه کردن (یک مکان، یک شیء، یک سیستم)

  • Sie säuberte das Zimmer gründlich.او اتاق را به طور کامل تمیز کرد.
  • Das Wasser muss gesäubert werden, bevor man es trinken kann.آب باید قبل از نوشیدن تصفیه شود.
2 Akkusativ

پاکسازی کردن، تصفیه کردن (به صورت مجازی، مثلاً یک سازمان از عناصر نامطلوب)

  • Die Partei versuchte, ihre Reihen von Dissidenten zu säubern.حزب تلاش کرد تا صفوف خود را از مخالفان پاکسازی کند.
  • Er säuberte seinen Ruf von allen Anschuldigungen.او اعتبار خود را از تمام اتهامات پاک کرد.