säugen
شیر دادن (به نوزاد یا حیوان)
Beispiele
- Sie ''säugt'' ihren jüngsten Buben, der schon zwei Jahre alt ist und Hosen trägt.او به کوچکترین پسربچهاش که دو سال دارد و شلوار میپوشد، شیر میدهد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(مادر یا حیوان ماده) به نوزاد یا فرزند خود شیر دادن.
- Die Mutter säugt ihr Baby regelmäßig.مادر به طور منظم به نوزادش شیر میدهد.
- Die Löwin säugt ihre Jungen in der Höhle.شیر ماده به تولههایش در غار شیر میدهد.
2
(intransitiv) / an + Dativ
(نوزاد یا فرزند) از پستان شیر خوردن.
- Das Kalb säugt an der Mutterkuh.گوساله از گاو مادر شیر میخورد.
- Das Baby säugt friedlich an der Brust.نوزاد با آرامش از سینه شیر میخورد.