säugen

Aussprache: /ˈzɔɪ̯ɡn̩/
Worttrennung: säu·gen
فعل

شیر دادن (به نوزاد یا حیوان)

Beispiele

  • Sie ''säugt'' ihren jüngsten Buben, der schon zwei Jahre alt ist und Hosen trägt.او به کوچک‌ترین پسربچه‌اش که دو سال دارد و شلوار می‌پوشد، شیر می‌دهد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(مادر یا حیوان ماده) به نوزاد یا فرزند خود شیر دادن.

  • Die Mutter säugt ihr Baby regelmäßig.مادر به طور منظم به نوزادش شیر می‌دهد.
  • Die Löwin säugt ihre Jungen in der Höhle.شیر ماده به توله‌هایش در غار شیر می‌دهد.
2 (intransitiv) / an + Dativ

(نوزاد یا فرزند) از پستان شیر خوردن.

  • Das Kalb säugt an der Mutterkuh.گوساله از گاو مادر شیر می‌خورد.
  • Das Baby säugt friedlich an der Brust.نوزاد با آرامش از سینه شیر می‌خورد.