säulenförmig
ستون مانند، ستونوار
Bedeutungen
1
دارای شکلی شبیه به ستون، بلند و معمولاً استوانهای یا مکعبی.
- Die Bäume wuchsen säulenförmig in den Himmel.درختان ستونوار به سمت آسمان رشد میکردند.
- Das Gebäude hatte säulenförmige Verzierungen an der Fassade.ساختمان تزئینات ستونمانندی در نما داشت.
- Die Formation der Soldaten war streng säulenförmig.آرایش سربازان کاملاً ستونوار بود.