säumig

Aussprache: /ˈzɔɪ̯mɪç/
Worttrennung: säu·mig
صفت

بدحساب، سهل‌انگار در پرداخت، عقب‌افتاده

Bedeutungen

1

کسی که در پرداخت بدهی‌ها یا انجام تعهدات مالی خود تأخیر می‌کند یا سهل‌انگاری می‌نماید.

  • Der Mieter ist seit drei Monaten säumig mit der Miete.مستأجر سه ماه است که در پرداخت اجاره عقب افتاده است.
  • Säumnige Zahler müssen mit Mahngebühren rechnen.پرداخت‌کنندگان بدحساب باید انتظار هزینه‌های جریمه را داشته باشند.
  • Das Unternehmen wurde wegen säumiger Zahlungen verklagt.این شرکت به دلیل پرداخت‌های معوقه مورد پیگرد قانونی قرار گرفت.