säumig
بدحساب، سهلانگار در پرداخت، عقبافتاده
Beispiele
- Ich hab nur Ärger mit meinem Mieter, der zahlt immer sehr ''säumig.من فقط دردسر با مستاجرم دارم، او همیشه کرایه را خیلی با تأخیر و بدحساب پرداخت میکند.
- Neben den Sperrungen der [Strom-]Anschlüsse hat es 2016 zudem etwa 6,6 Millionen Sperr-Androhungen gegen ''säumige'' Zahler gegeben.علاوه بر قطع انشعابات [برق]، در سال ۲۰۱۶ حدود ۶.۶ میلیون تهدید به قطع برق نیز علیه پرداختکنندگان بدحساب وجود داشته است.