säumig
بدحساب، سهلانگار در پرداخت، عقبافتاده
Bedeutungen
1
کسی که در پرداخت بدهیها یا انجام تعهدات مالی خود تأخیر میکند یا سهلانگاری مینماید.
- Der Mieter ist seit drei Monaten säumig mit der Miete.مستأجر سه ماه است که در پرداخت اجاره عقب افتاده است.
- Säumnige Zahler müssen mit Mahngebühren rechnen.پرداختکنندگان بدحساب باید انتظار هزینههای جریمه را داشته باشند.
- Das Unternehmen wurde wegen säumiger Zahlungen verklagt.این شرکت به دلیل پرداختهای معوقه مورد پیگرد قانونی قرار گرفت.