einsäumen
لبدوزی کردن، حاشیهدوزی کردن، دربرگرفتن (مانند حاشیه)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas einsäumen)
(پارچه) لبهدوزی کردن، حاشیه زدن، برای تقویت یا تزئین یک لبه.
- Sie säumt den Vorhang mit Spitze ein.او پرده را با توری حاشیه میزند.
- Der Schneider hat den Stoff sorgfältig eingesäumt.خیاط پارچه را با دقت لبدوزی کرده بود.
2
Akkusativ (jemanden / etwas einsäumen)
(منظره، مسیر) چیزی را احاطه کردن، محدود کردن، به عنوان حاشیه عمل کردن.
- Der Garten ist von einer hohen Mauer eingesäumt.باغ توسط یک دیوار بلند احاطه شده است.
- Der Fluss säumt das Tal auf beiden Seiten ein.رودخانه در دو طرف دره را در بر گرفته است.