säuseln

Aussprache: /ˈzɔɪ̯zl̩n/
Worttrennung: säu·seln
فعل

زمزمه کردن، به آرامی وزیدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

باد به آرامی خش خش کردن، زمزمه کردن.

  • Der Wind säuselt sanft durch die Blätter.باد به آرامی در میان برگ‌ها خش خش می‌کند.
  • Im Sommer säuselt die Brise am Meer.در تابستان نسیم دریا به آرامی می‌وزد.
2 transitiv/intransitiv

صدای آرام و دلنشین نجوا کردن، زمزمه کردن (معمولاً با لحنی اغواگرانه یا آرامش‌بخش).

  • Sie hörte ihn leise ihren Namen säuseln.شنید که او آرام نامش را زمزمه می‌کند.
  • Die Stimme des Erzählers säuselte beruhigend.صدای راوی به آرامی و آرامش‌بخش نجوا می‌کرد.