durchsaufen
مشروبخوری بیوقفه، تا سرحد مستی نوشیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
تمام نوشیدنی را تا ته نوشیدن یا کل زمان را به نوشیدنیخوری گذراندن
- Er hat die ganze Flasche Wein durchgesoffen.او تمام بطری شراب را تا ته نوشید.
- Wir haben die ganze Nacht durchgesoffen.ما تمام شب را نوشیدیم و مست کردیم.
2
Akkusativ
پول یا دارایی خود را با نوشیدن الکل به باد دادن
- Er hat sein ganzes Erbe durchgesoffen.او تمام ارث خود را با نوشیدن به باد داد.