durchsaufen

Aussprache: /ˈdʊɐ̯çˌzaʊ̯fn̩/
Worttrennung: durch·sau·fen
فعل

مشروب‌خوری بی‌وقفه، تا سرحد مستی نوشیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas durchsaufen)

تمام نوشیدنی را تا ته نوشیدن یا کل زمان را به نوشیدنی‌خوری گذراندن (اغلب به صورت افراطی).

  • Sie haben die ganze Nacht durchgesoffen und sind jetzt sehr müde.آنها تمام شب را مشروب خوردند و الان خیلی خسته‌اند.
  • Er soff den ganzen Schnaps durch, ohne eine Pause zu machen.او تمام مشروب را بدون وقفه نوشید.
2 Akkusativ (jemanden / etwas durchsaufen)

پول یا دارایی خود را با نوشیدن الکل به باد دادن، ورشکست شدن از طریق نوشیدن.

  • Er hat sein ganzes Erbe durchgesoffen.او تمام ارثش را با مشروب‌خوری به باد داد.
  • Durch sein exzessives Trinken hat er sein Vermögen durchgesoffen.او از طریق نوشیدن افراطی‌اش ثروتش را از دست داد.