süß
شیرین، بامزه، ناز
Bedeutungen
1
طعم دلپذیر و شیرین، مانند طعم شکر یا میوهها. این رایجترین معنای صفت است.
- Der Kuchen schmeckt sehr süß.کیک خیلی شیرین است.
- Ich mag süße Früchte wie Erdbeeren und Himbeeren.من میوههای شیرین مانند توت فرنگی و تمشک را دوست دارم.
- Diese Limonade ist mir zu süß.این نوشابه برای من خیلی شیرین است.
2
جذاب، دوستداشتنی، بامزه و دلنشین، به ویژه در مورد کودکان، حیوانات یا ظاهر افراد. این معنا بیشتر جنبه احساسی و ظاهری دارد.
- Das kleine Kätzchen ist wirklich süß.بچه گربه کوچک واقعاً بامزه است.
- Sie hat ein süßes Lächeln.او لبخند شیرینی دارد.
- Was für ein süßes Baby!چه بچه ناز و دوستداشتنیای!
3
خوشایند، دلپذیر و مطبوع، اغلب در مورد صدا، بو یا رفتار.
- Die Musik hatte einen süßen Klang.موسیقی صدای دلنشینی داشت.
- Der Duft von frisch gebackenem Brot ist süß und einladend.بوی نان تازه پخته شده شیرین و دلپذیر است.
- Er hat eine süße Stimme.او صدای دلنشینی دارد.