die Süße
شیرینی (طعم یا حس)، شیرینیها
Bedeutungen
1
طعم شیرین؛ کیفیتی که در شکر، عسل و میوهها یافت میشود.
- Die Süße des Honigs ist sehr angenehm.شیرینی عسل بسیار دلپذیر است.
- Manche Menschen bevorzugen die Süße von Früchten gegenüber Zucker.برخی افراد شیرینی میوهها را به شکر ترجیح میدهند.
- Die Süße des Kuchens war perfekt ausbalanciert.شیرینی کیک کاملاً متعادل بود.
2
شیرینیها؛ دسرهایی که معمولاً پس از غذای اصلی خورده میشوند.
- Zum Nachtisch gibt es heute verschiedene Süße.امروز برای دسر، شیرینیهای مختلفی وجود دارد.
- Auf der Party wurden viele leckere Süße angeboten.در مهمانی، شیرینیهای خوشمزه زیادی ارائه شد.
- Ich kann der Versuchung von Schokolade und anderen Süße kaum widerstehen.من به سختی میتوانم در برابر وسوسه شکلات و سایر شیرینیها مقاومت کنم.
3
حس یا کیفیت دلپذیر و شیرین؛ جذابیت.
- Die Süße ihrer Stimme beruhigte ihn sofort.شیرینی صدایش فوراً او را آرام کرد.
- Er genoss die Süße des Augenblicks.او از شیرینی لحظه لذت برد.
- Die Süße der Erinnerung an ihre Kindheit erfüllte sie.شیرینی خاطره دوران کودکیاش او را فرا گرفت.