die Süße

Aussprache: /ˈzyːsə/
Worttrennung: Sü·ße
اسم

شیرینی (طعم یا حس)، شیرینی‌ها

Bedeutungen

1

طعم شیرین؛ کیفیتی که در شکر، عسل و میوه‌ها یافت می‌شود.

  • Die Süße des Honigs ist sehr angenehm.شیرینی عسل بسیار دلپذیر است.
  • Manche Menschen bevorzugen die Süße von Früchten gegenüber Zucker.برخی افراد شیرینی میوه‌ها را به شکر ترجیح می‌دهند.
  • Die Süße des Kuchens war perfekt ausbalanciert.شیرینی کیک کاملاً متعادل بود.
2

شیرینی‌ها؛ دسرهایی که معمولاً پس از غذای اصلی خورده می‌شوند.

  • Zum Nachtisch gibt es heute verschiedene Süße.امروز برای دسر، شیرینی‌های مختلفی وجود دارد.
  • Auf der Party wurden viele leckere Süße angeboten.در مهمانی، شیرینی‌های خوشمزه زیادی ارائه شد.
  • Ich kann der Versuchung von Schokolade und anderen Süße kaum widerstehen.من به سختی می‌توانم در برابر وسوسه شکلات و سایر شیرینی‌ها مقاومت کنم.
3

حس یا کیفیت دلپذیر و شیرین؛ جذابیت.

  • Die Süße ihrer Stimme beruhigte ihn sofort.شیرینی صدایش فوراً او را آرام کرد.
  • Er genoss die Süße des Augenblicks.او از شیرینی لحظه لذت برد.
  • Die Süße der Erinnerung an ihre Kindheit erfüllte sie.شیرینی خاطره دوران کودکی‌اش او را فرا گرفت.