süßlich

Aussprache: /ˈzyːslɪç/
Worttrennung: süß·lich
صفت

شیرین‌مزه، شیرین‌مانند، (بوی) شیرین ناخوشایند، (لبخند) تصنعی

Bedeutungen

1

دارای طعم یا بوی شیرین، اما نه به اندازه شیرینی مطلوب یا دلپذیر؛ کمی شیرین.

  • Der Wein hatte einen leicht süßlichen Geschmack, der nicht jedermanns Sache war.شراب طعم کمی شیرین داشت که مورد پسند همه نبود.
  • Das Parfüm roch angenehm, aber etwas zu süßlich für mich.عطر خوشبو بود، اما کمی شیرین‌تر از حد مطلوب من بود.
  • Diese Frucht ist reif, aber ihr Geschmack ist nur süßlich.این میوه رسیده است، اما طعم آن فقط کمی شیرین است.
2

ظاهری یا رفتاری که بیش از حد شیرین، تصنعی یا غیرصادقانه به نظر می‌رسد.

  • Sein Lächeln wirkte auf mich irgendwie süßlich und unglaubwürdig.لبخند او به نظر من تا حدی تصنعی و غیرقابل باور می‌رسید.
  • Die übertriebene Freundlichkeit des Verkäufers war fast süßlich.دوستی اغراق‌آمیز فروشنده تقریباً تصنعی بود.
  • Sie gab ihm einen süßlichen Blick, der mehr versprach, als sie meinte.او نگاهی شیرین و تصنعی به او انداخت که بیش از آنچه منظورش بود، وعده می‌داد.