süßlich
شیرینمزه، شیرینمانند، (بوی) شیرین ناخوشایند، (لبخند) تصنعی
Bedeutungen
1
دارای طعم یا بوی شیرین، اما نه به اندازه شیرینی مطلوب یا دلپذیر؛ کمی شیرین.
- Der Wein hatte einen leicht süßlichen Geschmack, der nicht jedermanns Sache war.شراب طعم کمی شیرین داشت که مورد پسند همه نبود.
- Das Parfüm roch angenehm, aber etwas zu süßlich für mich.عطر خوشبو بود، اما کمی شیرینتر از حد مطلوب من بود.
- Diese Frucht ist reif, aber ihr Geschmack ist nur süßlich.این میوه رسیده است، اما طعم آن فقط کمی شیرین است.
2
ظاهری یا رفتاری که بیش از حد شیرین، تصنعی یا غیرصادقانه به نظر میرسد.
- Sein Lächeln wirkte auf mich irgendwie süßlich und unglaubwürdig.لبخند او به نظر من تا حدی تصنعی و غیرقابل باور میرسید.
- Die übertriebene Freundlichkeit des Verkäufers war fast süßlich.دوستی اغراقآمیز فروشنده تقریباً تصنعی بود.
- Sie gab ihm einen süßlichen Blick, der mehr versprach, als sie meinte.او نگاهی شیرین و تصنعی به او انداخت که بیش از آنچه منظورش بود، وعده میداد.