südwärts

Aussprache: /ˈzyːtˌvɛʁt͡s/
Worttrennung: süd·wärts
قید

به سمت جنوب، رو به جنوب

Bedeutungen

1

به سمت جهت جنوب حرکت کردن یا قرار گرفتن.

  • Die Vögel ziehen im Herbst südwärts.پرندگان در پاییز به سمت جنوب مهاجرت می‌کنند.
  • Das Schiff fährt südwärts entlang der Küste.کشتی در امتداد ساحل به سمت جنوب حرکت می‌کند.
  • Wir biegen hier südwärts ab.ما اینجا به سمت جنوب می‌پیچیم.