süffeln

Aussprache: /ˈzʏfl̩n/
Wortzerlegung: süf·feln
فعل

جرعه جرعه نوشیدن (با لذت)، نوشیدن (مشروب الکلی)

Beispiele

  • Wir probierten die Häppchen und ''süffelten'' den Sekt.ما لقمه‌ها را امتحان کردیم و نوشیدنی را جرعه جرعه نوشیدیم.
  • Ich glaube, sie ''süffelt'' ganz gerne mal.فکر می‌کنم او از اینکه گاهی اوقات نوشیدنی بنوشد لذت می‌برد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

نوشیدنی، به ویژه نوشیدنی‌های الکلی، را به آرامی و با لذت نوشیدن.

  • Er süffelte genüsslich sein Bier am Abend.او با لذت آبجویش را عصر می‌نوشید.
  • Sie süffelte den Wein langsam, um den Geschmack zu genießen.او شراب را آهسته می‌نوشید تا از طعم آن لذت ببرد.