süffisant

Aussprache: /zʏfiˈzant/
Worttrennung: süf·fi·sant
صفت

مغرورانه، عاقفه اندر سفیه، از خود راضی، متکبرانه

Bedeutungen

1

نشان‌دهنده رضایت بیش از حد از خود، غرور و خودبزرگ‌بینی، اغلب با حالتی از برتری‌جویی یا تحقیر دیگران.

  • Er lächelte mit einer süffisanten Miene, als er seine Antwort gab.او با حالتی از خود راضی لبخند زد وقتی جوابش را داد.
  • Ihre süffisante Bemerkung verletzte die Gefühle ihrer Kollegen.اظهار نظر مغرورانه او به احساسات همکارانش لطمه زد.
  • Der Kritiker gab eine süffisante Bewertung des neuen Buches ab.منتقد، نقد متکبرانه‌ای از کتاب جدید ارائه داد.