sündenbeladen

Aussprache: /ˈzʏndn̩bəˌlaːdn̩/
Worttrennung: sün·den·be·la·den
صفت

آلوده به گناه، گناه‌آلود، سرشار از گناه

Bedeutungen

1

کسی یا چیزی که گناهان زیادی مرتکب شده یا بار سنگینی از گناه را بر دوش دارد.

  • Er fühlte sich als sündenbeladener Mann.او خود را مردی گناه‌آلود احساس می‌کرد.
  • Die Stadt hatte eine sündenbeladene Vergangenheit.شهر گذشته‌ای گناه‌آلود داشت.
  • Sie blickte auf ihr sündenbeladenes Leben zurück.او به زندگی گناه‌آلود خود نگاه کرد.