sündenbeladen
آلوده به گناه، گناهآلود، سرشار از گناه
Bedeutungen
1
کسی یا چیزی که گناهان زیادی مرتکب شده یا بار سنگینی از گناه را بر دوش دارد.
- Er fühlte sich als sündenbeladener Mann.او خود را مردی گناهآلود احساس میکرد.
- Die Stadt hatte eine sündenbeladene Vergangenheit.شهر گذشتهای گناهآلود داشت.
- Sie blickte auf ihr sündenbeladenes Leben zurück.او به زندگی گناهآلود خود نگاه کرد.