sündhaft

Aussprache: /ˈzʏnthaft/
Worttrennung: sünd·haft
صفت

گناه‌آلود، بسیار (در معنای منفی یا اغراق‌آمیز)

Bedeutungen

1

به معنای گناه‌آلود یا مرتبط با گناه، اغلب در مفهوم مذهبی یا اخلاقی.

  • Er bereute seine sündhaften Gedanken und suchte Vergebung.او از افکار گناه‌آلودش پشیمان شد و طلب بخشش کرد.
  • Die Geschichte handelt von einem sündhaften Leben und dessen Konsequenzen.این داستان درباره یک زندگی گناه‌آلود و عواقب آن است.
  • In der Bibel werden sündhafte Handlungen oft kritisiert.در انجیل، اعمال گناه‌آلود اغلب مورد انتقاد قرار می‌گیرند.
2

به صورت اغراق‌آمیز برای توصیف چیزی که بسیار لذت‌بخش، جذاب یا مطلوب است (اغلب در مورد غذا یا تجملات) به کار می‌رود، با بار معنایی مثبت یا منفی خفیف.

  • Dieser Schokoladenkuchen ist sündhaft gut!این کیک شکلاتی به طرز باورنکردنی خوشمزه است!
  • Sie gönnte sich ein sündhaft teures Kleid.او یک لباس فوق‌العاده گران‌قیمت را به خود هدیه داد.
  • Der Duft des Parfums war sündhaft verführerisch.بوی عطر به طرز گناه‌آلودی فریبنده بود.