sitzen

Aussprache: /ˈzɪtsn̩/
Wortzerlegung: sit·zen
فعل

نشستن، اندازه بودن (لباس)، در زندان بودن

Bedeutungen

1 Ort (Lokalangabe mit Dativ: auf / an / in + Dativ)

روی سطحی قرار داشتن، در حالت نشسته بودن (مکان فیزیکی)

  • Ich sitze auf dem Stuhl.من روی صندلی نشسته‌ام.
  • Wir sitzen am Tisch und essen.ما سر میز نشسته‌ایم و غذا می‌خوریم.
2 (ohne Objekt) / gut / perfekt / eng

(در مورد لباس) کاملاً اندازه و قالب بدن بودن، خوب نشستن

  • Das Kleid sitzt perfekt.این لباس کاملاً اندازه است.
  • Die Hose sitzt zu eng.شلوار خیلی تنگ است.
3 (ohne Objekt) / im Gefängnis / wegen + Genitiv

(عامیانه) در زندان بودن، دوران محکومیت را سپری کردن

  • Er sitzt seit zwei Jahren im Gefängnis.او دو سال است که در زندان است.
  • Nach dem Urteil musste er für fünf Jahre sitzen.پس از حکم، او مجبور شد پنج سال زندانی شود.
4 an + Dativ

کار کردن روی چیزی، مشغول انجام کاری بودن (به ویژه پشت میز)

  • Sie sitzt schon seit Stunden an ihren Hausaufgaben.او ساعت‌هاست که مشغول انجام تکالیفش است.
  • Der Autor sitzt an einem neuen Roman.نویسنده در حال کار روی یک رمان جدید است.
5 (ohne Objekt) / bei + Dativ

اصابت کردن، به هدف خوردن (ضربه، گلوله، انتقاد یا جوک)

  • Der Schlag saß genau.ضربه دقیقاً به هدف خورد.
  • Die Bemerkung saß.آن نیشخند/کنایه کاملاً کارساز شد (تاثیرش را گذاشت).