aussitzen
تحمل کردن (تا بگذرد), منفعلانه منتظر ماندن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas aussitzen)
یک مشکل، بحران یا زمان انتظار ناخوشایند را بدون اقدام خاصی تحمل کردن تا خودش تمام شود.
- Wir müssen diese schwierige Phase einfach aussitzen.ما باید به سادگی از این مرحله دشوار عبور کنیم.
- Er hofft, die Kritik aussitzen zu können.او امیدوار است بتواند انتقادات را تحمل کند تا بگذرد.
2
intransitiv / Akkusativ
نشستن روی اسب در حرکت یورتمه بدون بلند شدن از روی زین (سوارکاری).
- Der Reiter lernt, im Galopp auszusitzen.سوارکار یاد میگیرد در گالوپ (چهارنعل) بنشیند و خود را با حرکت اسب تطبیق دهد.
- Sie saß den Trab des Pferdes aus.او یورتمه اسب را بدون بلند شدن از زین تحمل کرد.