rumsitzen

Aussprache: /ˈrʊmˌzɪt͡sn̩/
Worttrennung: rum·sit·zen
فعل

بی‌کار نشستن، وقت تلف کردن (عامیانه)

Bedeutungen

1 intransitiv / in + Dativ

بدون انجام هیچ کار مفیدی نشستن و وقت را تلف کردن (فرم عامیانه herumsitzen).

  • Er saß den ganzen Tag nur zu Hause rum und tat nichts.او تمام روز را فقط در خانه بی‌کار نشست و هیچ کاری نکرد.
  • Statt zu lernen, saßen die Schüler nur im Klassenzimmer rum.به جای درس خواندن، دانش‌آموزان فقط در کلاس نشستند و وقت تلف کردند.