rumsitzen
بیکار نشستن، وقت تلف کردن (عامیانه)
Bedeutungen
1
intransitiv / in + Dativ
بدون انجام هیچ کار مفیدی نشستن و وقت را تلف کردن (فرم عامیانه herumsitzen).
- Er saß den ganzen Tag nur zu Hause rum und tat nichts.او تمام روز را فقط در خانه بیکار نشست و هیچ کاری نکرد.
- Statt zu lernen, saßen die Schüler nur im Klassenzimmer rum.به جای درس خواندن، دانشآموزان فقط در کلاس نشستند و وقت تلف کردند.