beisitzen

Aussprache: /ˈbaɪ̯ˌzɪt͡sn̩/
Worttrennung: bei·sit·zen
فعل

حضور داشتن در جلسه (به عنوان ناظر/مستشار)، عضو هیئت بودن

Bedeutungen

1 Dativ (bei etwas/jemandem) beisitzen / bei + Dativ (bei etwas/jemandem) beisitzen

به عنوان ناظر، دستیار، مشاور یا عضو هیئت، در یک جلسه رسمی، دادگاه، امتحان یا رویداد مهم حضور داشتن و مشارکت کردن.

  • Der erfahrene Anwalt saß dem Richter bei der Verhandlung bei.وکیل باتجربه در جلسه دادگاه در کنار قاضی حضور داشت.
  • Sie saß als Beisitzerin im Prüfungskomitee.او به عنوان عضو هیئت، در کمیته امتحانی حضور داشت.