dabeisitzen

Aussprache: /ˈdaːbaɪ̯ˌzɪtsn̩/
Worttrennung: da·bei·sit·zen
فعل

کنار بقیه نشستن، تماشاچی بودن، حضور داشتن

Bedeutungen

1 intransitiv / bei + Dativ

در کنار دیگران نشستن و حضور داشتن، اغلب به عنوان ناظر یا بدون مداخله فعال.

  • Er saß nur dabei und sah zu, wie die anderen arbeiteten.او فقط کنارشان نشست و تماشا کرد که دیگران کار می‌کنند.
  • Sie saß bei der Besprechung dabei, ohne etwas zu sagen.او در جلسه حضور داشت و کنارشان نشست، بدون اینکه چیزی بگوید.