durchsitzen
تحمل کردن تا پایان، ساییده شدن نشیمنگاه
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas durchsitzen)
تمام طول یک برنامه، جلسه یا فیلم خستهکننده را نشستن و تا آخر تحمل کردن (غیرجداشدنی).
- Ich habe die ganze Vorstellung durchgesessen.من تمام نمایش را تا آخر تحمل کردم (نشستم).
- Er saß die langweilige Konferenz durch.او کنفرانس خستهکننده را تا آخر تحمل کرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas durchsitzen)
از بس نشستهاند نشیمنگاه شلوار یا صندلی پاره یا ساییده شدن (جداشدنی).
- Durch das ständige Sitzen hat er die Hose am Gesäß durchgesessen.او از بس نشسته بود، شلوارش را از قسمت نشیمنگاه پاره کرد.
- Der alte Stuhl hat an der Polsterung durchgesessen.صندلی قدیمی از بس استفاده شده، نشیمنگاه آن ساییده شده است.