vorsitzen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌzɪtsn̩/
Worttrennung: vor·sit·zen
فعل

ریاست کردن، اداره کردن (جلسه/کمیته)

Bedeutungen

1 Dativ (einer Sache/jemandem) vorsitzen

ریاست و هدایت یک جلسه، دادگاه، انجمن، کمیته یا گروه را بر عهده داشتن و آن را اداره کردن.

  • Der Präsident sitzt der Generalversammlung vor.رئیس، مجمع عمومی را اداره می‌کند.
  • Sie saß dem Aufsichtsrat jahrelang vor.او سال‌ها ریاست هیئت مدیره را بر عهده داشت.