sabbern Aussprache:/ˈzabɐn/Wortzerlegung:sab·bern فعل آب دهان ریختن، تف کردن معانی و تعاریف sabbern:آب دهان از دهان جاری شدن (معمولاً در مورد نوزادان یا حیوانات، یا در خواب) جملات نمونه برای sabbern:Das Baby sabbert, weil es zahnt.نوزاد آب دهان میریزد چون در حال دندان درآوردن است.Der Hund sabberte vor Freude, als er sein Futter sah.سگ از خوشحالی وقتی غذایش را دید، آب دهانش جاری شد.