sabbern

Aussprache: /ˈzabɐn/
Wortzerlegung: sab·bern
فعل

آب دهان ریختن، تف کردن

Bedeutungen

1 ohne Präposition

آب دهان از دهان جاری شدن (معمولاً در مورد نوزادان یا حیوانات، یا در خواب)

  • Das Baby sabbert, weil es zahnt.نوزاد آب دهان می‌ریزد چون در حال دندان درآوردن است.
  • Der Hund sabberte vor Freude, als er sein Futter sah.سگ از خوشحالی وقتی غذایش را دید، آب دهانش جاری شد.