sabbern
آب دهان ریختن، تف کردن
Bedeutungen
1
ohne Präposition
آب دهان از دهان جاری شدن (معمولاً در مورد نوزادان یا حیوانات، یا در خواب)
- Das Baby sabbert, weil es zahnt.نوزاد آب دهان میریزد چون در حال دندان درآوردن است.
- Der Hund sabberte vor Freude, als er sein Futter sah.سگ از خوشحالی وقتی غذایش را دید، آب دهانش جاری شد.