sachbetont

Aussprache: /ˈzaxbəˌtoːnt/
Worttrennung: sach·be·tont
صفت

موضوعی، عینی، واقع‌گرایانه

Bedeutungen

1

تمرکز بر واقعیت‌ها، حقایق و موضوع اصلی بدون توجه به احساسات یا دیدگاه‌های شخصی.

  • Der Journalist berichtete sachbetont über die Ereignisse.روزنامه‌نگار به صورت عینی درباره وقایع گزارش داد.
  • Eine sachbetonte Analyse ist für die Entscheidungsfindung wichtig.یک تحلیل موضوعی برای تصمیم‌گیری مهم است.
  • Seine Argumentation war sehr sachbetont und logisch.استدلال او بسیار واقع‌گرایانه و منطقی بود.