sachgrundlos
بدون دلیل موجه، بیدلیل
Bedeutungen
1
بدون داشتن یک دلیل عینی، منطقی یا قانونی؛ بیجهت یا بیمورد.
- Die Kündigung war sachgrundlos und daher ungültig.فسخ قرارداد بدون دلیل موجه بود و بنابراین نامعتبر است.
- Eine sachgrundlose Beschwerde wird nicht bearbeitet.شکایت بدون دلیل موجه مورد رسیدگی قرار نمیگیرد.
- Er verließ das Haus ohne ersichtlichen, sachgrundlosen Grund.او بدون هیچ دلیل آشکار و موجهی خانه را ترک کرد.