sacht

Aussprache: /zaxt/
Wortzerlegung: sacht
صفت

آرام، ملایم، آهسته

Beispiele

  • Sacht'' fällt die Wiese zum Flussufer ab.چمنزار به آرامی به سمت ساحل رودخانه شیب پیدا می‌کند.
  • Sacht'' nahm er das Glas in die Hand.او لیوان را به آرامی در دست گرفت.
  • Mit einem ''sachten'' Kuss beruhigte die Mutter das Kind.مادر با بوسه‌ای ملایم کودک را آرام کرد.
  • Er ging ''sacht'' zur Tür, um niemanden aufzuwecken.او به آرامی به سمت در رفت تا کسی را بیدار نکند.