sacht
آرام، ملایم، آهسته
Beispiele
- Sacht'' fällt die Wiese zum Flussufer ab.چمنزار به آرامی به سمت ساحل رودخانه شیب پیدا میکند.
- Sacht'' nahm er das Glas in die Hand.او لیوان را به آرامی در دست گرفت.
- Mit einem ''sachten'' Kuss beruhigte die Mutter das Kind.مادر با بوسهای ملایم کودک را آرام کرد.
- Er ging ''sacht'' zur Tür, um niemanden aufzuwecken.او به آرامی به سمت در رفت تا کسی را بیدار نکند.