sacht

Aussprache: /zaxt/
Worttrennung: sacht
صفت

آرام، ملایم، آهسته

Bedeutungen

1

آرام، ملایم، نرم و بدون خشونت؛ در مورد حرکت، صدا، لمس یا رفتار.

  • Er legte seine Hand sacht auf ihre Schulter.او دستش را به آرامی روی شانه او گذاشت.
  • Die sachte Brise raschelte in den Blättern.نسیم ملایم در میان برگ‌ها خش‌خش می‌کرد.
  • Sie sprach mit sachter Stimme, um das Baby nicht zu wecken.او با صدایی آهسته صحبت کرد تا نوزاد را بیدار نکند.
2

به آرامی، با احتیاط و بدون عجله؛ در مورد انجام یک کار.

  • Er öffnete die Tür sacht, um niemanden zu stören.او در را به آرامی باز کرد تا کسی را مزاحم نشود.
  • Man muss mit alten Büchern sacht umgehen.باید با کتاب‌های قدیمی با احتیاط رفتار کرد.
  • Die Kinder spielten sacht im Garten.بچه‌ها به آرامی در باغ بازی می‌کردند.