aufsacken

Aussprache: /ˈaʊfˌzakn̩/
Worttrennung: auf·sa·cken
فعل

بار کردن، به دوش کشیدن (بار فیزیکی یا وظیفه)، قبول کردن (مسئولیت)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas aufsacken)

چیزی را از زمین برداشتن و معمولاً روی دوش یا کول خود گذاشتن.

  • Die Arbeiter sackten die Säcke mit Kartoffeln auf ihre Schultern auf.کارگران کیسه‌های سیب‌زمینی را روی شانه‌هایشان گذاشتند.
  • Er musste den schweren Rucksack allein auf den Berg aufsacken.او مجبور بود کوله‌پشتی سنگین را به تنهایی به کوه حمل کند.