sagen

Aussprache: /ˈzaːɡn̩/
Wortzerlegung: sa·gen
فعل

گفتن، بیان کردن، نظر داشتن، معنادار بودن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به زبان آوردن یا بیان کردن

  • Er sagt immer die Wahrheit.او همیشه حقیقت را می‌گوید.
  • Was hast du gerade gesagt?همین الان چه گفتی؟
2 Dativ (jemandem) + Akkusativ (etwas)

به کسی اطلاعاتی دادن، خبر دادن یا مطلبی را گفتن

  • Ich sage dir morgen Bescheid.من فردا به تو خبر می‌دهم.
  • Kannst du mir bitte deinen Namen sagen?می‌توانی لطفاً اسمت را به من بگویی؟
3 zu + Dativ

درباره موضوعی نظر یا عقیده‌ای داشتن

  • Was sagst du zu diesem Vorschlag?نظرت در مورد این پیشنهاد چیست؟
  • Ich kann dazu im Moment nichts sagen.من در حال حاضر نمی‌توانم در این باره چیزی بگویم.
4 Dativ (jemandem) + etwas sagen

شناخته‌شده بودن برای کسی، مفهوم بودن (در ساختار jemandem etwas sagen)

  • Sagt dir dieser Name etwas?آیا این اسم برایت آشناست (چیزی به یادت می‌آورد)؟
  • Der Begriff sagt mir leider gar nichts.متأسفانه این اصطلاح برای من اصلاً آشنا نیست.