aufsagen
از حفظ خواندن، پایان دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas aufsagen)
خواندن یا بیان کردن یک متن، شعر، درس یا دعا از حفظ و بدون نگاه کردن به نوشته.
- Die Schülerin musste das Gedicht auswendig aufsagen.دانشآموز مجبور بود شعر را از حفظ بخواند.
- Er sagte seinen Text für die Prüfung auf.او متن خود را برای امتحان از بر خواند.
2
Dativ (jemandem) + Akkusativ (die Freundschaft / den Vertrag) aufsagen
به پایان دادن یا فسخ کردن یک رابطه دوستانه، قرارداد یا تعهد (کاربرد قدیمیتر یا رسمی).
- Sie haben ihm die Freundschaft aufgekündigt.آنها دوستی خود را با او پایان دادند.
- Der Mieter sagte den Mietvertrag fristgerecht auf.مستاجر قرارداد اجاره را طبق مهلت مقرر فسخ کرد.