aufsagen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌzaːɡn̩/
Worttrennung: auf·sa·gen
فعل

از حفظ خواندن، پایان دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas aufsagen)

خواندن یا بیان کردن یک متن، شعر، درس یا دعا از حفظ و بدون نگاه کردن به نوشته.

  • Die Schülerin musste das Gedicht auswendig aufsagen.دانش‌آموز مجبور بود شعر را از حفظ بخواند.
  • Er sagte seinen Text für die Prüfung auf.او متن خود را برای امتحان از بر خواند.
2 Dativ (jemandem) + Akkusativ (die Freundschaft / den Vertrag) aufsagen

به پایان دادن یا فسخ کردن یک رابطه دوستانه، قرارداد یا تعهد (کاربرد قدیمی‌تر یا رسمی).

  • Sie haben ihm die Freundschaft aufgekündigt.آنها دوستی خود را با او پایان دادند.
  • Der Mieter sagte den Mietvertrag fristgerecht auf.مستاجر قرارداد اجاره را طبق مهلت مقرر فسخ کرد.