vorsagen
دیکته کردن، خواندن برای تکرار، تقلب رساندن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem) + Akkusativ (etwas)
متن یا جملاتی را به آرامی برای کسی گفتن تا او یاد بگیرد یا تکرار کند.
- Die Lehrerin sagte den Schülern die Vokabeln vor.معلم لغات را برای دانشآموزان خواند تا بنویسند.
- Kannst du mir den Text noch einmal vorsagen?میتوانی متن را دوباره برایم بخوانی؟
2
Dativ (jemandem) / (intransitiv)
پاسخ سوال را در امتحان یا کلاس به کسی رساندن (تقلب دادن).
- Er hat seinem Freund im Test die Antworten vorgesagt.او در امتحان به دوستش جوابها را تقلب رساند.
- Es ist verboten, dem Prüfling etwas vorzusagen.تقلب رساندن به آزموندهنده ممنوع است.