vorsagen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌzaːɡn̩/
Worttrennung: vor·sa·gen
فعل

دیکته کردن، خواندن برای تکرار، تقلب رساندن

Bedeutungen

1 Dativ (jemandem) + Akkusativ (etwas)

متن یا جملاتی را به آرامی برای کسی گفتن تا او یاد بگیرد یا تکرار کند.

  • Die Lehrerin sagte den Schülern die Vokabeln vor.معلم لغات را برای دانش‌آموزان خواند تا بنویسند.
  • Kannst du mir den Text noch einmal vorsagen?می‌توانی متن را دوباره برایم بخوانی؟
2 Dativ (jemandem) / (intransitiv)

پاسخ سوال را در امتحان یا کلاس به کسی رساندن (تقلب دادن).

  • Er hat seinem Freund im Test die Antworten vorgesagt.او در امتحان به دوستش جواب‌ها را تقلب رساند.
  • Es ist verboten, dem Prüfling etwas vorzusagen.تقلب رساندن به آزمون‌دهنده ممنوع است.