zusagen

Aussprache: /ˈtsuːˌzaːɡn̩/
Worttrennung: zu·sa·gen
فعل

قبول کردن، موافقت کردن، قول دادن، به دل نشستن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با پیشنهادی موافقت کردن، دعوتی را پذیرفتن یا پاسخ مثبت دادن.

  • Er hat mir seine Hilfe zugesagt.او قول کمکش را به من داد.
  • Wir haben der Einladung zugesagt.ما دعوت را پذیرفتیم.
2 Dativ (jemandem) + Akkusativ (etwas)

پشتیبانی، کمک یا چیزی را به کسی وعده دادن و تضمین کردن.

  • Die Firma sagte den Investoren hohe Gewinne zu.شرکت سودهای بالایی را به سرمایه‌گذاران وعده داد.
  • Sie sagte ihm eine baldige Antwort zu.او پاسخ زودی را به او قول داد.
3 Dativ (jemandem)

برای کسی خوشایند بودن، به دل کسی نشستن یا مورد پسند واقع شدن.

  • Diese Art von Musik sagt mir nicht zu.این نوع موسیقی به دل من نمی‌نشیند.
  • Das Angebot sagte ihr sehr zu.پیشنهاد برای او بسیار خوشایند بود.