absagen
لغو کردن، کنسل کردن، رد کردن (دعوت/پیشنهاد)
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک برنامه، رویداد، جلسه یا قرار ملاقات را لغو کردن
- Wir mussten das Konzert wegen des Sturms absagen.ما مجبور شدیم کنسرت را به دلیل طوفان لغو کنیم.
- Er hat den Termin kurzfristig abgesagt.او قرار ملاقات را در آخرین لحظه لغو کرد.
2
Dativ (jemandem) / Akkusativ (etwas)
پاسخ منفی دادن به یک دعوت، پیشنهاد شغلی یا درخواست
- Sie hat die Einladung zur Hochzeit leider abgesagt.متأسفانه او دعوت به عروسی را رد کرد.
- Ich muss dem Bewerber leider absagen.متأسفانه باید به این متقاضی پاسخ منفی دهم.