nachsagen
نسبت دادن, تکرار کردن, پشت سر کسی گفتن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem) + Akkusativ (etwas) / dass-Satz
خصلت یا رفتاری (معمولاً منفی یا شایعه) را پشت سر کسی گفتن و به او نسبت دادن
- Man sagt ihm nach, dass er sehr geizig sei.درباره او میگویند که بسیار خسیس است.
- Sie hat ihm nachgesagt, er würde nie pünktlich sein.او پشت سرش گفته بود که او هرگز وقتشناس نخواهد بود.
2
Dativ (jemandem) + Akkusativ (etwas)
کلمات یا جملاتی را پس از شنیدن از دیگری تکرار کردن (در آموزش زبان یا تمرین)
- Der Lehrer sagte den Schülern die Wörter nach.معلم کلمات را برای دانشآموزان تکرار کرد.
- Bitte sagen Sie mir den Satz nach.لطفاً جمله را برای من تکرار کنید.