entgegensehen

Aussprache: /ɛntˈɡeːɡn̩ˌzeːən/
Worttrennung: ent·ge·gen·se·hen
فعل

در انتظار چیزی بودن، چشم به راه بودن، انتظار کشیدن

Bedeutungen

1 Dativ (jemandem / einer Sache)

با انتظار یا پیش‌بینی به چیزی در آینده نگاه کردن؛ منتظر چیزی بودن (معمولاً با هیجان یا نگرانی).

  • Wir sehen dem Urlaub mit großer Freude entgegen.ما با شوق فراوان در انتظار تعطیلات هستیم.
  • Er sah dem Ergebnis der Prüfung mit bangem Herzen entgegen.او با دلی نگران منتظر نتیجه امتحان بود.
2 Dativ (jemandem / einer Sache)

با توجه به شرایط، انتظار داشتن که چیزی اتفاق بیفتد یا با چیزی مواجه شدن.

  • Man muss den Konsequenzen seines Handelns entgegensehen.باید منتظر عواقب اعمال خود بود.
  • Sie sah einer schwierigen Zukunft entgegen.او آینده‌ای دشوار را انتظار می‌کشید.