entgegensehen
در انتظار چیزی بودن، چشم به راه بودن، انتظار کشیدن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem / einer Sache)
با انتظار یا پیشبینی به چیزی در آینده نگاه کردن؛ منتظر چیزی بودن (معمولاً با هیجان یا نگرانی).
- Wir sehen dem Urlaub mit großer Freude entgegen.ما با شوق فراوان در انتظار تعطیلات هستیم.
- Er sah dem Ergebnis der Prüfung mit bangem Herzen entgegen.او با دلی نگران منتظر نتیجه امتحان بود.
2
Dativ (jemandem / einer Sache)
با توجه به شرایط، انتظار داشتن که چیزی اتفاق بیفتد یا با چیزی مواجه شدن.
- Man muss den Konsequenzen seines Handelns entgegensehen.باید منتظر عواقب اعمال خود بود.
- Sie sah einer schwierigen Zukunft entgegen.او آیندهای دشوار را انتظار میکشید.