zurücksehen
به عقب نگاه کردن، پشت سر را نگاه کردن، مرور کردن گذشته
Bedeutungen
1
ohne Objekt / nach + Dativ
به عقب یا پشت سر خود نگاه کردن (فیزیکی).
- Er sah kurz zurück, um zu sehen, ob ihm jemand folgte.او به سرعت به عقب نگاه کرد تا ببیند کسی او را دنبال میکند یا نه.
- Sie sah nach ihrem Kind zurück, das noch im Haus war.او به دنبال فرزندش که هنوز در خانه بود، نگاه کرد.
2
auf + Akkusativ (auf jemanden / etwas zurücksehen)
به گذشته نگاه کردن، گذشته را مرور کردن، به یاد آوردن یا ارزیابی کردن.
- Wenn ich auf meine Jugend zurücksehe, denke ich oft an die schönen Zeiten.وقتی به دوران جوانیام نگاه میکنم، اغلب به زمانهای خوب فکر میکنم.
- Wir müssen auf die Erfolge der letzten Jahre zurücksehen und daraus lernen.ما باید به موفقیتهای سالهای اخیر نگاه کنیم و از آنها بیاموزیم.