hochsehen
به بالا نگاه کردن، احترام گذاشتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به بالا نگاه کردن، سر بلند کردن.
- Er sah zum Himmel hoch und hoffte auf Regen.او به آسمان بالا نگاه کرد و امیدوار به باران بود.
- Als der Vogel vorbeiflog, mussten alle hochsehen.وقتی پرنده پرواز کرد، همه مجبور شدند به بالا نگاه کنند.
2
auf + Akkusativ (auf jemanden / etwas hochsehen)
به کسی احترام گذاشتن، کسی را تحسین کردن.
- Die Kinder sehen zu ihrem Lehrer hoch.بچهها به معلم خود احترام میگذارند.
- Sie hat immer zu ihrer Großmutter hochgesehen.او همیشه به مادربزرگش احترام میگذاشت.