salbten

Aussprache: /ˈzalptən/
Wortzerlegung: salb·ten
Konjugierte Form

مرهم گذاشتند (آنها / ما / شما رسمی - گذشته)

Bedeutungen

1 Akkusativ

مالیدن روغن یا ماده‌ای معطر بر بدن یا سر فرد، به ویژه به عنوان بخشی از یک مراسم مذهبی، تشریفاتی یا درمانی باستانی، که نشان‌دهنده تقدیس، شفا یا انتصاب به مقامی است.

  • In der biblischen Tradition wurden Könige und Propheten gesalbt, um ihre göttliche Berufung zu kennzeichnen.در سنت کتاب مقدس، پادشاهان و پیامبران مسح می‌شدند تا رسالت الهی خود را مشخص کنند.
  • Der Priester salbte die Stirn des Gläubigen mit heiligem Öl als Zeichen der Vergebung.کشیش پیشانی مؤمن را با روغن مقدس به نشانه بخشش مسح کرد.