saldieren
تراز کردن، حسابرسی کردن (اقتصادی)
Beispiele
- Ich kann alle Einnahmen auf der Haben-Seite ''saldieren.من میتوانم تمام درآمدها را در سمت بستانکار تراز کنم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
حسابها را بستن و تراز نهایی را مشخص کردن (در حسابداری)
- Der Buchhalter muss die Konten am Monatsende saldieren.حسابدار باید حسابها را در پایان ماه تسویه کند.
- Wir haben alle offenen Posten saldiert und die Rechnungen bezahlt.ما تمام اقلام باز را تسویه کردیم و صورتحسابها را پرداختیم.