salopp
بیپیرایه، خودمانی، راحت، غیررسمی
Beispiele
- Er drückte sich dieses Mal reichlich ''salopp'' aus.او این بار خیلی خودمانی و عامیانه خودش را بیان کرد.
- Sie fällt immer durch ihre ''saloppe'' Kleidung auf.او همیشه با لباسهای راحت و غیررسمیاش به چشم میآید.